Search
جستجو

Parviz Meshkatian
Agar emrouz deldaram konad chon doush badmasti...

Description

Santour Player and Musician: Parviz Meshkatian
CD: Tamanna


Rumi Qazal # 2518


اگر امروز دلدارم کند چون دوش بدمستی

درافتد در جهان غوغا درافتد شور در هستی

الا ای عقل شوریده بد و نیک جهان دیده

که امروز است دست خون اگر چه دوش از او رستی

درآمد ترک در خرگه چه جای ترک قرص مه

کی دیده است ای مسلمانان مه گردون در این پستی

چو گرد راه هین برجه هلا پا دار و گردن نه

که مردن پیش دلبر به تو را زین عمر سردستی

برو بی‌سر به میخانه بخور بی‌رطل و پیمانه

کز این خم جهان چون می بجوشیدی برون جستی

غلام و خاک آن مستم که شد هم جام و هم دستم

غلامش چون شوی ای دل که تو خود عین آنستی

چه غم داری در این وادی چو روی یوسفان دیدی

اگر چه چون زنان حیران ز خنجر دست خود خستی

منال ای دست از این خنجر چو در کف آمدت گوهر

هزاران درد زه ارزد ز عشق یوسف آبستی

خمش کن ای دل دریا از این جوش و کف اندازی

زهی طرفه که دریایی چو ماهی چون در این شستی

چه باشد شست روباهان به پیش پنجه شیران

بدران شست اگر خواهی برو در بحر پیوستی

نمی‌دانی که سلطانی تو عزرائیل شیرانی

تو آن شیر پریشانی که صندوق خود اشکستی

عجب نبود که صندوقی شکسته گردد از شیری

عجب از چون تو شیر آید که در صندوق بنشستی

خمش کردم درآ ساقی بگردان جام راواقی

زهی دوران و دور ما که بهر ما میان بستی

Back

Privacy Policy